اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

64

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

ببستن ، و اگر ديگر باره باد گيرد ، دست از آن ببايد داشت 31 ، و باسليق ابطي بايد زد و هر رگ ديگر كه همچنين باد گيرد ، نبايد بست و نشايد . و باسليق را اوليتر آنست كه به پشت ، نيش 32 زنند چنان كه نيش حجامت زنند ، تا سلامت باشد . و باسليق ابطي را بسيار ببايد ماليد و آب گرم بر ريختن بسيار ، پس ببستن و بند بزرگ بايد زد ، و دست مفصود راست بايد داشت ، چنان كه زاويه بغل قائمه باشد ، و رگ را به ابهام ( انگشت ابهام ، شست Thumb ) فرو بايد گرفت و نيش از بالا برگ فرو بايد برد . و فصد اسيلم ، ساعد ( Forearm ) را ببايد بست و مورب بايد زد يا از بالا ، يعني از درازنا ، و دست اندر آب گرم بايد نهاد تا خون چندانكه خواهد برود . و رگ صافن ، از بالا اشتالنگ ( شتالنگ ، استخوان پاشنه يا Astragale ) ببايد بست و گامي چند ببايد زدن ، و كروهه اي 33 از پنبه در زير پاي فرو فشارد تا رگ پديد آيد . و آن اصل رگ ، دو شاخ برخاستست از دو جانب . و اصل اندر ميان هر دو است اصل را ببايد زدن . و مابض را ساق ببايد بست ، و ران نيز ببايد بست ، و چند گام ببايد رفت ، و چند بار فرو بايد نشست و برخاست ، تا رگ پديد آيد . ( 1 / 90 ) و عرق النسا 34 را دستاري بگيرند دراز ، يك سر آن در ران مفصود ببندند و باقي بر ران و ساق او مىپيچند 35 و مىبندند سخت به نزديك شتالنگ ، و چند فرو نشيند و برخيزد و پاي بر خشتي نهد و فصاد بر پشت پاي ، ميان " خنصر " و " بنصر " رگ را بجويد . اگر يافت از خطا ايمن شد ، و اگر نيابد از پس شتالنگ از جانب و خشتي 36 بجويد و نشايد ( ساير نسخه ها : نشان ) عرق النسا آنست كه بر وى چند گره باشد و از درازا بايد زد از بهر آنكه از دو جانب او عصب است . و هرگه كه فصاد را خطائي افتد و سر نيش به غشا عصبي بازآيد ، اگر دست باشد يا پاي ، آماس گيرد و " كزاز " ( Tetanos ) تولد كند . پس همه تن به روغن بنفشه چرب بايد كرد ، يا روغن بادام و آب گشنيزتر ( گشنيز Coriander ) و صندل سرخ و سفيد و شياف ماميثا 37 بر آماس ضماد كردن ، و اگر قوت بر جاي بود از دست ديگر رگ بايد زد ، يا رگ صافن ببايد زدن ، و اگر اين خطا بر پاي افتد از دست رگ بايد زد ، هم از آن جانب ، و اگر جراحت ، ريم چرك ( Pus ) كند ، جراحت فراغ ( ساير نسخه ها : فراخ ) بايد كرد ، و رفادهايي بايد نهاد ، چنان كه ريم دفع كند . و اگر خطا از آن‌گونه افتد كه تنگ ( ساير نسخه ها : نيك ) گشاده باشد و خون اندر پوست گرد آيد و جايگاه رگ كبود شود ، يا اثر آن زايل نشود ، بدان دست هيچ كار نشايد كرد ، و هرگاه كه كبودي ، كمتر مىشود و باشد و اگر كبود تر مىشود و سياه شود از دست ديگر رگ بايد زد ، يا رگ صافن بايد زد ، و آن ضماد كه بيشتر باد كرده